سلام
ای روزهای سیاه
و خداحافظ ای
شبهای سپید
چگونه بود حکمیت
ای روزهای سیاه
و خداحافظ ای
شبهای سپید
چگونه بود حکمیت
حکمران شهر تاریکی
ای مردمان خسته
کاخهای پوشالی
ای مردمان خسته
کاخهای پوشالی
بی صاحب ماندند
ای کوخ نشینان
خرابشان کنید
و بسوزانید در خشم خود
خشمگینان حریص را
ای درختان نو دمیده
سربرارید از
پوشش سنگین جنگل
.....و خورشید می درخشد
ای کوخ نشینان
خرابشان کنید
و بسوزانید در خشم خود
خشمگینان حریص را
ای درختان نو دمیده
سربرارید از
پوشش سنگین جنگل
.....و خورشید می درخشد
ای انسانهای با هم غریبه
از غارهای تنهایی تان بیرون آیید
تنهایی سوخته است
در ناله های مردمان دل شکسته
تولّدی دوباره
از آتش خشم تان
و ققنوس دوباره متولد شد
در غروبی خاکستری
مبارک باد این غروب